مريخي
پاتوق
و حدس می زنم شبی مرا جواب میکنی
و قصر کوچک دل مرا خراب میکنی
سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای
ولی برای رفتنت عجب شتاب میکنی
من از کنار پنجره تو را نگاه میکنم
و تو به نامدیگری مرا خطاب می کنی
چه ساده در ازای یک نگاه پک و ماندنی
هزار مرتبه مرا ز خجلت آب میکنی
به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام
تو کمتر از غریبه ای مرا حساب میکنی
و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت
که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی
من نباشم
من نباشم كي تو رؤيا ، موهاتو ناز مي كنه
كي با بالاي شكسته با تو پرواز مي كنه
راس بگو من كه نباشم اخماي پيشونيتو
كي مياد دونه دونه با حوصله باز مي كنه
من نباشم كي مي شينه تا سحر بالاي سرت
كي مياد برداره اشكو از رو چشماي ترت
من نباشم كي مياد موقع رفتن اشكاشو
مي كنه بدرقه ي راه بلند سفرت
من نباشم كي گلاي خواهشت رو آب ميده
كي به فريادت با حس عاشقي جواب مي ده
راس بگو به غير من كدوم ديوونه اي مياد
واسه هر اشاره كردنت دو تا كتاب مي ده
من نباشم كي مياد با خواهش و با التماس
با يه عالم گل اركيده و كلي گل ياس
منّت چشماتو مي كشه فقط به اين اميد
كه بهش بگي برو ، شعراي تو پر از خطاس
من نباشم كي مياد ناز نگاتو مي خره
كي مياد دنبال تو تو رو تا خورشيد مي بره
من نباشم كي ميگه هميشه حق با توئه
واسه ي خاطر تو جون مي ده پشت پنجره
من نباشم كي مي باره تو زمون تشنگيت
كي مي خواد تو رو مث من تو تموم زندگيت
من نباشم كي با چشماي تو سازشش مي شه
با تموم مهربوني و غم و ديوونگيت
من نباشم كي واسه خوابت لالايي مي خونه
تو هر هوايي باشي ، باز تو دنيات مي مونه
من نباشم كي بهت مي گه بازم عاشقتم
اگه حتي دلمو بشكنه و برنجونه
من نباشم كي تحمل مي كنه كار تو رو
با رقيب گشتنا و اذيت و آزار تو رو
تو خودت داور ميدون شو بگو من نباشم
كيه كه جواب نده تلخي رفتار تو رو
من نباشم كي برات قصه مي گه تا بخوابي
كي مياد سراغ رؤيات تو شباي مهتابي
من نباشم كي بيداره تا تو خوابت ببره
كي قايم مي شه لاي ابرا كه راحت بتابي
من نباشم كي كلافت مي كنه با سؤالاش
كي تو رو بهم مي ريزه ، با بيان خيالاش
ولي بي انصافيه ، اينم بگم ، من نباشم
كي تو نامه جاي اسمت ماهو مي ذاره بالاش
من نباشم كي تو هر چيزي بگي گوش مي كنه
كي به خاطر تو دنيا رو فراموش مي كنه
من نمي گم تو بگو كه كي زمون قهر تو
همه ي مردم دنيا رو سياپوش مي كنه
من نباشم كي تو رؤيا درو روت وا مي كنه
هر چي كه گم مي كني يه جوري پيدا مي كنه
واسه ي من افتخاره ، نگي منت مي ذاره
ولي كه اندازه ي من ، زيبا زيبا مي كنه
من نباشم كي به مرغ عشق تو دونه مي ده
كي به طاووس قشنگ آرزوت لونه مي ده
كي به اون سري كه توش عشق يه آدم ديگس
با نهايت جنون و عاشقي شونه مي ده
من نباشم كي واست حرفاي رنگي مي زنه
ديگه كي حرف چش به اون قشنگي مي زنه
كي مياد به جاي طرحاي قديمي و زياد
روي نامه طرح برگ توت فرنگي مي زنه
من نباشم كي مياد انقدر برات دعا كنه
هر چي برگردوني رو تو ، باز تو رو صدا كنه
كيه كه بدونه ديشب با رقيبش بودي و
اونقدر عاشقت باشه ، بازم بهت نگاه كنه
من نباشم مي دونم تو استراحت مي كني
اولش ساده به اين نبودن عادت مي كني
اما وقتي فهميدي راس راسي عاشقت بودم
نمي گي اما يه كم ، احساس غربت مي كني
من نباشم اگه حس كردي يه كم غريب شدي
از يه عاشق يا يه شمع سوخته بي نصيب شدي
بنويس رو كاغذ و بده دس باد بياره
بنويس فقط تويي ، چون ديگه بي رقيب شدي
من ميام گذشته رو مي دم دس آب روون
بعدشم با التماس بهت مي گم ديگه بمون
اگه پاي كسي تو زندگي ما وا نشه
مي تونيم با هم بريم تا هفت تا شهر آسمون
من نباشم يه روز امتحان كن و بگو چي شد
اگه امتحان مي كردي تو ، چه قد چيزا مي شد
بعد امتحان اگه يه وقت كسي بود مث من
نشونم بده بگو شاگرد اولت كي شد
من نباشم مي دونم فكر مي كني خود خواهيه
ولي اين حقيقته ، قصه آب و ماهيه
هيچ كسي نمي تونه اونقدر دوست داشته باشه
عشق من يه عشق آسموني و الهيه
من نباشم ولي نه ، بايد خودت بگي بيا
تو بايد فرقي بذاري ميون عاشقيا
ديگه ما تو عصرمون ليلي و مجنون نداريم
قلبامون سنگي شدن ، رنگ دلامونم سياه
من نباشم به خدا قدر تو رو نمي دونن
دوس دارن باهات بسازن و ليكن نمي تونن
من مي رم تا كه نباشم ولي يك چيزو بدون
اونا هيچ كدومشون تا آخر باهات نمي مونن
عصر اونروز زير بارونو بهم برگردون
بوسه ي رنگ تابستونو بهم برگردون
تو زمستون دس قلبت منو آتيش مي زد
كرسي داغ زمستونو بهم برگردون
توي تالار مه اون شب پاييزي نرم
بازي ليلي و مجنونو بهم برگردون
توي فال افتاده بود عاشقمي يادت مياد ؟
فال راست توي فنجونو بهم برگردون
موهامو ريخته بودم دور نگاهت يادته ؟
عكسا و موي پريشونو بهم برگردون
تو حياط زير درخت ، كنار حوض ماهيا
خاطرات لب ايوونو بهم برگردون
من مي خوام با تو باشم فرقي نداره چه جوري
تو بمون با اين كارت ، جونو بهم برگردون
با نگات باز بيا آتيش بسوزون توي دلم
برق اون چشماي شيطونو بهم برگردون
حرفاي مثل عسل ، شعراي مثل مرواريد
دعاهاي زير ناودونو بهم برگردون
مي دوني ما تو خيال به خيلي جاها رسيديم
لااقل آيينه و شمعدونو بهم برگردون
يادته اسم تو رو با خون نوشتم رو ديوار
نامه هامو نمي خوام خونو بهم برگردون
دوتا گلدون يادته داديم به هم تا ته عمر
يه كم عادل باش و گلدونو بهم برگردون
دلمو بردي كجا راس بگو من چش مي ذارم
برو خونه ، برو بيرونو بهم برگردون
حرف و قولات چي مي شه ؟ يعني فراموشش كنم ؟
پس تو هم قولاي پنهونو بهم برگردون
دل من واسه خودش دار و درخت و گلي داشت
تو سوزونديش ، دل ويرونو بهم برگردون
من مي خوام برم به يه جزيره ، به يه جاي دور
اجازم دست تو ا ... اونو بهم برگردون
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشقتو ولی فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه بایدبروم حوصله ای نیست
پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر ازچلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر منمشغلهای نیست
فتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزند دل من مساله اینیست
حافظ كنار عكس تو من باز نيت ميكنم
انگار حافظ با من و من با تو صحبت ميكنم
وقت قرار ما گذشت و تو نمي دانم چرا
دارم به اين بد قوليت ديريست عادت ميكنم
چه ارتباط ساده اي بين من و تقدير هست
تقدير و ويران ميكند من هم مرمت مي كنم
در اشتباهي نازنين تو فكر كردي اين چنين
من دارم از چشمان زيبايت شكايت مي كنم
نه مهربان من بدان بي لطف چشم عاشقت
هر جاي دنيا كه روم احساس غربت مي كنم
بر روي باغ شانه ات هر وقت اندوهي نشست
در حمل بار غصه ات با شوق شركت ميكنم
يك شادي كوچك اگر از روي بام دل گذشت
هر چند اندك باشد آن را با تو قسمت ميكنم
خسته شدي از شعر من زيبا اگر بد شد ببخش
دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت ميكنم
بوی بوی عیدی ، بوی توپ
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جا نماز ترمه مادر بزرگ
با اینا زمستونو سر میکنم.
با اینا خستگیمو در میکنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم.
با اینا خستگیمو در میکنم
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بتههای نور
برق کفش جفت شده تو گنجهها
با اینا زمستونو سر میکنم.
با اینا خستگیمو در میکنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم.
با اینا خستگیمو در میکنم
بوی باغچه
بوی حوض
عطر خوب نسرین
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی
با اینا زمستونو سر میکنم.
با اینا خستگیمو در میکنم
عاشق و مجنونت شدم
ناخونده مهمونت شدم
کلی پریشونت شدم ...اما بازم نیومدی.
قهوه ی فنجونت شدم
شمع تو شمع دونت شدم
خاک تو گلدونت شدم ...اما بازم نیومدی.
برف زمستونت شدم
رسوا و حیرونت شدم
چیک چیک ناودونت شدم... اما بازم نیومدی.
افتاب و بارونت شدم
اشکای غلتونت شدم
عطر گلابدونت شدم... اما بازم نیومدی.
ماه تو ایوونت شدم
خراب و ویرونت شدم
گل گلستونت شدم ... اما بازم نیومدی.
سه ماه تابستونت شدم
الوندو کارونت شدم
دشتای ایرونت شدم ...اما بازم نیومدی.
روزای خیلی طلایی یادته؟ روز ترس از جدایی، یادته؟
روز تمرین اشاره یادته؟ شب چیدن ستاره یادته؟
شعرای کتاب درسی یادته؟ یادته گفتی می ترسی ،یادته؟
عکسمون تو قاب عکس و ، یادته؟ بله بدون مکث و یادته؟
دستمون تو دست هم بود یادته؟ غصه هامون کم کم بود، یادته؟
چشم نازت مال من بود یادته؟ دیدن من غدغن بود یادته؟
روزگار قهر و آشتی یادته؟ هیج کس و جز من نداشتی ، یادته؟
رویاهای آسمونی ،یادته؟ قول دادی پیشم بمونی، یادته؟
روزای بی غم و غصه یادته؟ ببینم اول قصه یادته؟
عصر ابراز علاقه یادته؟ خبر خوش کلاغه ،یادته
دست گرمت تو زمستون یادته؟ شونه من زیر بارون یادته؟
واسه خنده اجازه یادته؟ اونا که می گفتی رازه ؛ یادته؟
یادته فال های حافظ تو حیاط ؟ یادته قسم جون شاخه نبات؟
گل سرخا رو نچیدیم یادته؟ یه روزی هم و ندیدیم ؛ یادته؟
حرفامون سر صداقت یادته؟ تو ، تو مجازات خیانت ، یادته؟
پنهونی سر قرارا ، یادته؟ تأخیرات توی بهارا یادته؟
گوش ندادیم به نصیحت، یادته؟ گشتنت دنبال فرصت یادته؟
دستات و میخوام بگیرم یادته؟ راستی تو ، بی تو می میرم یادته؟
دونه دادن به کبوتر یادته؟ خاطرات توی دفتر یادته؟
فال با نیت رسیدن یادته؟ طعم قهوه رو چشیدن یادته؟
واسه فال قهوه رو خوردن یادته؟ روزی صد بار بی تو مردن ، یادته؟
یادته دعا، یادته دعای زیر طاقیا ؟ کنار بوته های عقاقیا ؟
زیر اون درخت گیلاس، یادته؟ با دوتا شاخه گل یاس؛ یادته؟
یادته گفتن راز ،به قاصدک ؟ یادته، چه قدر به هم گفتیم، کمک ؟
فکر بودن توی قایق یادته؟ تو به من گفتی شقایق، یادته؟
پیش هم بودیم نذاشتن، یادته؟ اونا ما رو دوست نداشتن ،یادته؟
نامه بدون امضاء یادته؟ اسم مستعار رویا ، یادته؟
طرح اون انگشتر من یادته؟ پاسخ مختصر من یادته؟
فال حافظ شب یلدا ، یادته؟ اسمم و گذاشتی شیدا یادته؟
چیزی خواستیم از خدامون یادته؟ مستجاب نشد دعامون، یادته؟
چشمون زدن حسودا یادته؟ چشامون شد مثل رودا ، یادته؟
گفتی ما باید جداشیم یادته؟
گفتی ما باید جداشیم یادته؟ گفتی باید بی وفاشیم ، یادته؟
یه دفه ازم بریدی ؛ یادته؟ خط رو اسم من کشیدی ؛یادته؟
گفتی عشق تو هوس بود یادته؟ گفتی خوب بود ولی، بس بود یادته؟
حلقه من دست تو دیدم؛ یادته؟
حلقه من دست تو دیدم یادته؟ کلی سرزنش شنیدم ؛ یادته؟
چشم من به چشمت افتاد یادته؟کاری که دست دلم داد ؛ یادته؟
حالا اومدم، همون جا وایسادم؛
حالا اومدم همون جا وایسادم که تقاضای تو رو جواب دادم
دراوردم از دسم انگشتر و، جا گذاشتمش همونجا ، دفتر و
اما قول دادم به قلبم و خدا، دیگه دل ندم به عشق آدما
حیف شعری که نوشتم یادته ؛ شعر من بدم باشه، زیادته، حیف شعری که نوشتم یادته
شعر من بده ولی، زیادته
| Design By : Night Melody |







